الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

117

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

يعنى ذى المقدمه داراى يك وجوب استقلالى است و مستقلا امر دارد مقدمه هم داراى وجوب استقلالى است و امر مستقلى دارد منتها هميشه در خارج بعث بسوى مقدمه و امر به آن بدنبال بعث بسوى ذى المقدمه تحقق مىيابد و در طول همديگر هستند نه در عرض هم نظير دو وجود خارجى مستقلى كه يكى مترتب بر ديگرى است مثل وجود پدر و پسر كه در خارج هر دو وجود جوهرىاند و مستقل منتهى هميشه وجود پسر پس از وجود پدر است و در رتبه لاحقه است و نظير آمدن زيد و عمرو كه هركدام مستقل است و عامل جدا دارد منتهى اول آمدن زيد است ، سپس آمدن عمرو است ( جاء زيد ثم عمرو ) وجوب مقدمه هم يك چنين وجوبى باشد . بنابراين مسئله وجوب مقدمه نسبت به وجوب ذى المقدمه از قبيل امر به حج خواهد بود كه مترتب بر حصول استطاعت است يعنى تا مكلف مستطيع نشده مأمور به حج نيست اما استطاعت كه آمد از سوى مولى استقلالا امر به حج پيدا مىكند بخاطر وجود مصلحت ملزمه‌اى كه در حج مىباشد و هكذا در امر به صلات بدنبال حصول بلوغ يا دخول وقت و هكذا وجوب زكاه كه بدنبال حصول تمكن مالى است پس خلاصه مجرد تأخر در رتبه است و الا هر دو مستقل هستند . سؤال : آيا منظور از تبعيت در ما نحن فيه اين معنى است ؟ جواب : خير همان گونه كه معناى اولى منظور نبود اين معنى هم منظور ما نيست زيرا تبعيت به اين معنى با حقيقت مقدميت نمىسازد زيرا تبعيت به اين معنى نتيجه‌اش آن است كه همان‌طور كه ذى المقدمه يك وجوب نفسى و استقلالى دارد مقدمه هم يك وجوب استقلالى دارد فقط وجوب ذى المقدمه تقدم وجودى دارد يعنى اول او واجب شد مستقلا سپس اين واجب شد مستقلا و اين معنا با حقيقت مقدميت منافات دارد چون حقيقت مقدميت چيزى غير از ايصال مكلف به ذى المقدمه نيست . هدف از اصل وجوب المقدمة به منظور ايصال است هدف از وجود مقدمه هم رسيدن به ذى المقدمه است و از خود هيچ استقلالى ندارد و فانى در ذى المقدمه است : معناى سوم : تبعيت به معناى معلول بودن باشد . وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است يعنى معلول او است و همان‌طورىكه در نظام تكوينى مىگوئيم حرارت معلول نار